تبلیغات
غـوغـــای عـشـق
غـوغـــای عـشـق
ALI SHARIFIAN

 

برای مشهاده

لطفا به ادامه مطلب بروید

 

به خاطر تو بود

 

به خاطر تو بود ترک آن اتاق سوت و کور
به خاطر تو بود که رفتند غم و غصه هایی
که در دلم بود
زندگی من ، سرد و بی روح بود ، دستانم مثل یخ ،مثل یخ شده بود، به
خاطر تو بود که شب نشین شدم ، هر شب خیره به آسمان پر ستاره شدم!
عادت کرده ام
به شنیدن صدایت ، خاطره ی روز اول دیدار هنوز نرفته از یادم ، با یاد تو ، با لحظه ای اندیشیدن به چشمان ناز تو ، حال من در هوای آمدنت درگیر شد
به خاطر تو بود از
یاد بردن آن گذشته های دلگیر ، به خاطر تو قدم گذاشتم در یک راه نفسگیر ، دل به دریا زدم و بی خیال زندگی ، آمدم و رسیدم به تو ، با تو یکی شدم ، با تو ،با این دنیای عاشقی همنشین شدم .
همنشینی با تو آرزوهای مرا رویایی کرد ،

شبهای مرا
مهتابی کرد ،
به خاطر تو بود که شبهایم نیز با خورشید آشتی کرد
...
به یاد تو
، همیشه و همه جا
هنوز جز تو چیزی را نخواسته ام از خدا

به خاطر تو بود که
بی خبر شدم از دنیا
چون تو دنیای من شدی ، از لحظه ای که آمدی تو فکر و ذکر من
شدی
من که جز تو به هیچ چیز فکر نمیکنم ،

به خاطر تو بود که با مجنونی مثل
من روبرو شدی
به خاطر تو بود که خاطر تو را در قلبم حک کردم ،

وقتی که آمدی
همه کس را به خاطر تو ترک کردم!




طبقه بندی: متن دکلمه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1391 توسط ALI sharifian