تبلیغات
غـوغـــای عـشـق
غـوغـــای عـشـق
ALI SHARIFIAN

 

برای مشاهده

لطفا به ادامه مطلب بروید

 

مشق عشق

مشق دوستت دارم که پر از حرفهای این قلب عاشقم بود به عشق تو با احساسی پاک در دفتر عشق نوشتم اما تو چه بی رحمانه آنها را خط زدی!
سطر اول را با نام تو آغاز
کردم سطر دوم را با کلام دوستت دارم شروع کردم، سطر سوم صحبت از دلتنگی ام بود ، سطر چهارم حرف از رویاهای شیرین با تو بودن بود....
سطر آخر ، حرف آخرم بود ،
که  بی تو نمیخواهم زندگی را ، بی تو نمیخواهم عاشقی را....
سطرهای سیاه ، سهم
من از این عشق بی ریا ...
قلمی که دیگر جوهری نداشت ، سطرهایی که دیگر هیچ رنگی
از عشق و وفا نداشت!
سهم من از نوشتن مشق عشق ، دلشکستن بود، دلخوشی من همان چند
خطی که به عشق تو نوشتم بود...
تو احساسات قلبی ام را خط زدی ، تو قلب مرا با
قلم سردت سیاه کردی....
دفترم دیگر دفتر عشق نبود، یک دفتر سیاه با کلمات
نامفهوم بود....
تو ندانستی که شب تا صبح نشسته بودم و به عشقت مشق دوستت دارم
را نوشته بودم.... اما آن دل سنگت ، آن قلم سردت ، آن احساس نامهربانت قلب مرا شکست!
دیگر هیچ شوقی برای از تو نوشتن ندارم... دیگر هیچ نفسی برای همیشه ماندن
ندارم!




طبقه بندی: متن دکلمه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1391 توسط ALI sharifian