تبلیغات
غـوغـــای عـشـق
غـوغـــای عـشـق
ALI SHARIFIAN

 

برای مشاهده

لطفا به ادامه مطلب بروید

 

می دانستم

 

 

می دانستم روزی مرا تنها میگذاری ، و  دوباره قلبم به عزای عشق می نشیند.

می دانستم عاقبت این عشق جدایی است و قلبم باید در حسرت تو تنها بماند.

می دانستم روزی مرا تنها میگذاری ، و  دوباره قلبم به عزای عشق می نشیند.

می دانستم عاقبت این عشق جدایی است و قلبم باید در حسرت تو تنها بماند.

کاش که عاشق نمی شدم و ای کاش هیچگاه تو را نمیدیدم.

با اینکه می دانستم روزی باید از غم جدایی ات اشک بریزم اما باز بازی عشق را

با تو آغاز کردم.

برو ای بی وفا ، تو که نمی دانی درد عشق بی دواست ، و نمی دانی عشق به چه

معناست ، همان بهتر که بروی و مرا تنها بگذاری ، میخواهم با تنهایی  باشم ،

بسوزم و آخر سر نیز بمیرم.

می دانستم چنین روزی فرا می رسد که باید در غم عشقت بنشینم و این چشمهای

بی گناهم لحظه به لحظه برای این عشق بی فرجام اشک بریزند.

کاش که عاشق نمی شدم ، لعنت بر این سرنوشت و لعنت بر این قلب ساده ام.

برو ای بی وفا ، برو  به همان سرزمین خوشبختی ها ، تا من نیز در سرزمین تنهایی هایم

برای همیشه و تا ابد بمانم.

با اینکه می دانستم عشقی در این زمانه وجود ندارد ، اما با تو آغاز کردم ، و انتظار چنین روز

تلخی نیز بودم که باید با عشق وداع بگویم.

برو که دیگر نه غروری برای شکستن دارم و نه اشکی برای ریختن.

غرورم را شکستی ، این چشمهایم بی گناهم را بارانی کردی ، قلبم را شکستی ، احساس را در وجودم کشتی ، دیگر چه میخواهی ای عشق.

اگر لیاقت این قلب عاشقم را داشتی به خدا جانم نیز فدایت می کردم.

برو و دیگر نیز به سوی من نیا ،  زیرا باید پشت درهای قلبم برای همیشه بمانی.

دیگر نه احساسی از عشق در قلبم است و نه نامی از تو.

این روزها با تنهایی رفیقم ، با اینکه تنهایی پر از درد است اما من برایش عزیزم.

این روزها نه دیگر دردی در این قلب تنهایم است و نه دلتنگ تنهایی میشوم زیرا تنهایی همیشه با من است ، و رفیق لحظه های زندگی ام است.

می دانستم روزی فرا می رسد که باید بگویم ای کاش که عاشق نمی شدم

و می دانم روزی فرا می رسد که تو میگویی ای کاش که قدرش را می دانستم.




طبقه بندی: متن دکلمه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط ALI sharifian